![]() |
![]() |
|
| خرداد آید پیاپی ، میوه های گوارا |
|
سلام
الان که دارم این پست رو می نویسم خیلی ذوق زدم چون: آبان که تموم شد این ماه قشنگ رو به همه متولدین ماه آذر تبریک می گم خصوصا به خونواده این دو نی نی عزیز کی این دو تا نی نی صحیح و سالم دنیا می یان و من می خورم شون؟ امیدوارم سالم باشن هم خود شون هم مامان و بابا شون پ.ن:الانه من دارم از شدت ذوق مرگ شدگی خفه می شم پ.ن:هر کودکی که دنیا می یاد این پیام رو می ده که خداوند هنوز از انسان نا امید نشده پ.ن:دوستان عزیز دانشجو که دوست دارن برای عمره دانشجویی ثبت نام کنن می تونن به این آدرس مراجعه و ثبت نام کنن.البته آدرسش http://labbayk.com ه اما نمی دونم چرا عدد می شه!دوستان عزیز فقط دعا فراموش نشه پ.ن:جالب اینجاست که یکی از این نی نی ها مال فامیل باباست اون یکی مال فامیل مامان همیشه سبز باشید و بهاری بعدا نوشت: قابل توجه دوستان عزیزی که منتظر بودن برادران دانشگاه در روز جشن تولد امام رضا(ع) جریان جشن روز دختر رو تلافی کنن.دیدین گفتم پسرای دانشگاه ما از این کارها بلد نیستن؟ کنف شدین؟ بعدا نوشت: ولادت امام رضا رو به همگی دوستان عزیز تبریک می گم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/30ساعت 18:35 توسط جمانه |
|
|
سلام
امروز با بچه ها رفتیم ساوه جای همگی خالی خیلی هم خوش گذشت
این عکس بالایی رو که می بینین گمونم دومین عوارضی اتوبان ساوه است.یعنی از تهران به سمت ساوه
این عکس بالا هم مربوط مه شه به میدون شهرداری ساوه و فقط صرفا به خاطر زیبایی و اینکه عکاس خوشش اومده این عکس گرفته شده
این انار توپول موپول و خوشگل هم تو اداره جهاد کشاورزی شهرستان ساوه بود باقی عکسهای سفر نامه رو هم می زارم تو ادامه مطلب پ.ن:نمی دونم اسمش چیه اما پی نوشت هم نیست امروز کلاس صبحم رو که بیوشیمی بود رو نرفتم و به جاش رفتم گردش علمی و سعی کردم تا اونجا که می تونم خوش بگذرونم. هزینه فرصت اینجا برای من کلاس بیوشیمی بود و به جاش یک روز زیبا رو تو زندگیم ساختم.این هزینه کردن بد بود؟از نظر خودم که بهترین و درست ترین بود.من که سال اول و دوم هیچ جا با دانشگاه نرفتم حالا که باید واسه ارشد وقت بزارم دارم چپ و راست از کلاسهام می زنم واسه اردو و بازدید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/08/28ساعت 22:47 توسط جمانه |
|
|
روزی از روزهای اواسط خلقت ، مشتی آدمیزاد گرد هم آمدی از برای درس خواندن و طی کشیدن پله های ترقی ... پس برخی بر نیمکتی چوبین بنشستی و دیگران بر لب جوی. ... زمانی بگذشت و کلاغی آوازی نیک سر داد... پس از میان آن جمع بزرگی گفت :« فالی زدیم و امروز از برای درس خواندن قمر در برج هجدهم فلکی است که از آن به عقرب یاد گردد ! » دیگری گفت :« چه کنیم که این شگون بد از سرنوشت ما رخت بربندد ؟» پس بزرگنا پاسخش داد :« شما را سکه ای باید بس نیکو ... که خلوص آن در وزن سرب و مس به دقت سنجیده شده باشد ... مبادا که یک روی سکه به دیگری برتری یابد !!! پس چون سکه را یافتید ، آن را به آسمان پرتاب کنید ... اگر خط آمد ناهار برویم فری ... اگه شیر آمد برویم جایی به انتخاب شما ! اما... اما اگر سکه بر لبه ایستاد ... دیگه بشینیم درسمونو بخونیم دیگه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!»
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/08/26ساعت 21:37 توسط روح پر فتوح مرحوم بانو چویی |
|
|
امشب شبه جشنه غصه دیگه بسه امشب انگاری هرجا بری شاپرک داره با بهار می رقصه
می رقصه؟؟؟؟؟ وای نه ... یعنی ...باز این فرشته کاتب اشتباه نگاشت... بهار دست می زنه ... شاپرک تست می زنه... لابد جمانه و منم می رقصیم دیگه !!!!!!
تولد جفتتون مبارک کوچولوهای عزیز
شاپرک شاپرک پرواز کن ...میشه پر زد و به اوج آسمونها رسید ... پرواز کن ... شاپرک... بهاره بهاره دلم اروم نداره ... بهاره بهاره خزون شهر ما با تو بهاره... از اون روز که چشمام چشماتو دیده ... دیگه خواب شب از چشمم پریده ...بهاره ؟؟؟؟؟ اوه ...نه .. ببخشید ... آمنه ... نه ... نیلوفر ... ... خلاصه اینکه جمانه و من و بقیه آدمیزاد که اسامی شون در سایر تولدها ذکر شد + خانواده محترم رجبی !!! می خواستیم بگیم اصلا مهم نیست که متولد آبان باشید یا هر ماه دیگه ای ... با وجود تمام اینها ما دوستتون داریم و می خواهیم بگیم تولدتون مبارک
وای خدا ... چه زود بزرگ شدین !!!!!!!!!! اکنون کیبورد را در اختیار شیخنا جمانه قرار می دهم....بدرود !!!!
این عکس از طرف شیخنا جمانه جونم
اینم جای خالیه واسه تبریکاته شیخ ..................................................... .......................................... ............................................................... ............................................... خب دیگه بسه ... خیلی نوشتی جمانه...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/24ساعت 14:20 توسط همه تبعیدی ها |
|
|
سلام امروز که خیلی روز نانازی بود اول از همه صبح با خیال راحت اما کمی ناراحت بابت اینکه اردوی امروز افتاد هفته دیگه روزم رو شروع کردم.تو راه هم خیلی حال داد و متوجه مسیر نشدم چون همش رو خواب بودم نمی دونین تو دانشگاه چه خبر بود تازه بعدش هم رفتیم تو و دیدیم بابا این بچه ها چه کردن
بعد هم کلی برنامه باحال داشتن جالبتر اینکه نه که هیچ پسری اون دور و برها نبود دیگه همه هرچی داشتن رو کردن و کلی هم نمایش و سرود و مهمون خانم یک کیک باحال
دیگه حسابی خوش گذشت دیگه اما حیف شد زود مجبور شدیم برگردیم.جشن هنوز ادامه داشت ها اما مهم نیست من که خیلی لذت بردم.تازه کیکش هم عالی بود اینقدر خوشمزه بود که نگو اما ما منتظریم روز تولد امام رضا یه تلافی جانانه از برادران محترم دانشجو ببینیم "اگه اتوبان نیستی کوچه باش ... اگه خورشید نیستی ستاره باش ... هرچه هستی بهترین باش" می بینم که این پستم داره از خوشی و طولانی شدن می ترکه حیفه چند تا پی نوشت نداشته باشه پ.ن:باز هم این روز ناز زیبا وخوشگل رو به همه دختر خانم های گل ایران زمین تبریک می گم پ.ن:از همه دوستانی هم که به فکرم بودن و این روز رو تبریک گفتن سپاسگذاری می کنم پ.ن:دیروز دوباره رفتیم سر زمین برای درس زراعت غلات.من و یک دختر و یه پسره هم گروه شدیم پ.ن:پیرو پی نوشت قبلی باز این عضلات بیچاره من گرفت شاد باشین و همیشه عاشق بعدا نوشت(چهار شنبه): این هفته هفته جهانی فضا بود دوست داشتین برین اینجا تا با برنامه های اجرا شده و در حال اجرای این هفته آشنا بشین فردا و پس فردا تولد شاپرک و بهاره است.همین جا این روز بزرگ یعنی تولدشون رو تبریک می گم و منتظر پست جدید بانو به این مناسبت می مونم پارندا چند تا سوال داشت که تو کامنتها مطرح کرده دوست داشتین نظرتون رو بگین قراره ما فردا انتخابات اینترنتی رو تست کنیم.برای کمک به این کار و این هدف بزرگ از همگی دعوت می کنم از ساعت ۱۰الی ۱۲ صبح به این سایت مراجعه کنن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/08/21ساعت 23:45 توسط جمانه |
|
بدین وسیله تولد پارندا جون پ.ن:روز ملی دختر رو که فردا می باشد رو به همه دختر خانم های خوب ایرانی تبریک می گم.به همین مناسبت جشنی در محل دانشگاه بر پا می باشد دوست دارین بیاین در خدمت باشیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/08/20ساعت 17:47 توسط جمانه |
|
|
سلام
بعد از مدتها اومدم يه پست بذارم دوباره برم تا يه مدت ديگه نيام از تمام بچه هاي جوخه بابت هديه تولد زيبا و جادار و مطمئن كه براي من تدارك ديدند تشكر مي كنم به خصوص از بهاره به خاطر كاربردي بودن آن و تمام زحماتش از قبيل خريد ،حمل ونقل ،امانت داري و پاسخ گويي به سوالات ديگران تشكر ويژه دارم . شايان ذكر است هنوز فرصت نشده براي تعويض آن بروم . در پايان از صميم قلب آرزوي جبران اين همه لطف بي دريغ شما را در آينده اي نه چندان دور (۲۵ آبان) دارم .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/16ساعت 22:12 توسط بانو هن |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| قصه از كجا شروع شد |
-------------------------------------
سلام ------------------------------------- ما یه مشت آدمیزادیم که حوادثی بس غریب سرنوشتمونو بهم گره زد ... ستاره هامون جفت اومد و دوستیمون آبنبات کشی شد ... در این راستا مراتب احترام و سیمرغ بهمن رزمفریها رو تقدیم می کنیم به : دختری فرهیخته بنام عظیمه ! پسر دایی هایپر بهاره ! شوهر عمه مرحوم بانو چویی ! کتاب چگونه بیل بزنیم ه جمانه ! دست کش بنفش های الناز خوشگله ! همکاری بانو هن در کلاسهای ماشین آلات ! شیخ النجوم " پارندا " و کلیه دوستان و همکارانی که با ما همراه بودند بخصوص تابالوگای مهربان !!!!!!!! که در ایجاد این دوستی و پیوند فجیع نقشی بس اساسی داشتند ! اینجا یه انجمن آبانی ها داریم ... که هرگونه صحبت در این مورد پیگرد غیر قانونی داره ... ------------------------------------- غروبها که میشه روشن چراغها ميان از مدرسه خونه كلاغها ياده حرفهاي اون روزت ميافتم كه تا گفتي به جون و دل شنفتم ... عجب غافل بودم من اسيره دل بودم من اسيره دل نبودم اگه عاقل بودم من ... غروبها برمی گردن باز كلاغها بيادم باز مياد اون كوچه و باغها هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي دلی که کنده بودیم مونده باقی ... عجب غافل بودم من ... يادت مياد به من گفتي چيكار كن گفتي از مدرسه امروز فرار كن فرار كردم من اونروز زنگه آخر نرفتم مدرسه تا سال ديگر ... عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من ... |
| مراقبات يوميه |
|
شکلک مکتوب آونگ خاطره های ما مطبخ خاله خانم وبلاگ کامران نجف زاده کد موزیک برای وبلاگ میز غذا صورتحساب آخرین دوره تلفن همراه آپلود عکس اسپرانتو زبان دوم برای همه آرشیو پیوندهای روزانه |
| كاتبان |
|
روح پر فتوح مرحوم بانو چویی بهار جمانه پارندا بانو هن فرزانه الناز همه تبعیدی ها |
|
RSS
|