![]() |
![]() |
|
| خرداد آید پیاپی ، میوه های گوارا |
|
سال خوب و خوشی رو در کنار خونواده براتون آرزو می کنم
یادمون نره سال تحویل برای همه دعا کنیم پ.ن:ببخشین حس کم کردن حجم نیست پ.ن:این سفره مال ه سال قبل ه (به ساعت توجه کنین) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/29ساعت 18:8 توسط جمانه |
|
|
چهارشنبه سوری از جمله جشنهای ایران باستانه که برای ما به یادگار مونده و بهش جشن اتحاد هم می گفتن چراکه پیام اون اتحاد و نوع دوستی بوده
مردم دور هم جمع می شدن و خارها و گیاهان و سرشاخه های هرس شده درختان و زباله ها رو جمع می کردن و آتش می زدن و زمین رو آماده باروری کرده و محیط زیست رو پاکسازی می کردن و اعتقاد داشتن با پریدن از روی آتش بیماری ها از بین می ره. مراسم کوزه شکنی هم بوده٬ به این شکل که هر خونواده متناسب با توانایی مالیش چند تا سکه تو یک کوزه می نداخته و اون رو از پشت بوم خونه تو کوچه پرت می کرده و نیازمندان بر اساس نیازشون از اون سکه ها بر می داشته نه بیشتر(!!!)چون معتقدر بودن با این کار برکت از خونشون می ره. و یه روایت دیگه هم هست که میگه:تکه ای زغال(نماد سیاه بختی)٬ تکه ای نمک(نماد شور چشمی)٬ کوچکترین سکه رایج(نماد تنگدستی) توی کوزه می نداختن و دور سر تک تک اعزای خونه می چرخوندن و از پشت بوم می نداختن تو کوچه و می گفتن:"درد و بلای خانه را در کوچه ریختیم" مراسم قاشق زنی هم به این شکل بوده که کسی که وضع مالی خوبی نداشته صورتش رو می پوشونده و به در خونه مردم می رفته و اونها پول یا آجیل چهارشنبه سوری تو ظرفش می ریختن. شال اندازی در واقع یک خواستگاری غیر مستقیم بوده به این شکل که خواستگار شالی تو خونه دختر مورد نظرش می نداخته و اگه خونواده دختر شیرینی جلو در گذاشتن یعنی بله٬ و اگه ترشی گذاشتن یعنی جواب منفی و الی آخر... چند تا کار دیگه هم تو چهار شنبه سوری انجام می دادن بخت گشایی دختران تعویض آب حوض که با اون سیاهی و ترشی و بددلی از خونواده بیرون می ره و آب زلال و تازه روشنی و صفای خونه است. خوردن آجیل شب چهارشنبه سوری(کشمش٬نخودچی٬توت٬انجیر٬خرما خشک٬قیصی و باسلق) که اعتقادداشتن این ۷ خوراکی هفت اندام بدن(مغز٬قلب٬کلیه٬کبد٬معده٬امعا و مثانه) رو تقویت می کنه. چهارشنبه سوری خوب و خوشی در کنار خونواده براتون آرزو دارم. پ.ن:این مطالب رو با استفاده از ویژه نامه چهارشنبه آخر سال که شهرداری تهران در اسفند ۸۵ چاپ کرده نوشتم. پ.ن:پارندا جون منتظریم بیای کاملش رو برامون بگی پ.ن:پیشاپیش سال نو خوب و خوش و دور از خطر و درد و بلا برای همه ی دوستان آرزو دارم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/12/28ساعت 11:34 توسط جمانه |
|
|
اگه تا حالا سفره هفت سین پهن نکردین امیدوارم این پست مشوقتون باشه
اگه سفره هفت سینتون زیاد خوشگل نبوده امیدوارم با خوندن این پست ایده بگیرین اگه سفره هفت سینتون خیلی تکه و خوشگله خب بگین تا ما هم استفاده کنیم عرض کنم به حضورتون از نظر من تو سفره هفت سین سبزه یک چیزه خاص و متفاوته که با توجه به شکل و فرمی که ممکنه بگیره سفره ما رو شکل می ده و ممکنه سنتی یا خیلی مدرنش کنه من تو این پست می خوام چند مدل سبزه ای که بلدم و خودم درست کردم رو بگم شاید برای بعضی از دوستان ایده ای برای ساخت و پرورش سبزه های قشنگتر باشه ۱- یک مدل سبزه همونه که ما تقریبا به فرم سنتی میشناسیمش و معمولا از گندم برای اون استفاده می شه به این صورت که گندم رو توی ظرف دلخواه می ریزن و اون هم سبز و بلند می شه. اگه تا حالا سبزه نزاشتین : اول بذور گندم یا هر بذری که می خوایم به عنوان سبزه ازش استفاده کنیم رو مدتی در آب می خیسونیم (مدت خیس کردن به دمای محیط و بذر مورد نظر داره برای گندم ۱-۲ روز کافیه) خیس کردن تا زمانی ادامه پیدا می کنه که در بذور جوانه کوچیکی دیده بشه البته باید توجه کرد که چون بذور به اکسیژن نیاز دارن باید حتما روزی یکبار (برای گندم) آب ظرف حاوی بذور عوض بشه و آب هم باید هم دمای محیط باشه تا به بذور شوک وارد نشه. بعد بذور رو توی ظرف مورد نظر ریخته و توسط یک دستمال مرطوب روش رو می پوشونیم و هر چند ساعت یکبار روی دستمال رو آبپاشی می کنیم تا خشک نشه وقتی هم که ساقه سبز رنگ از بذور خارج شد دستمال رو برمی داریم تا بذور به راحتی رشد خودشون رو انجام بدن. ۲- سبز کردن خوشه گندم در این روش گندم رو با خوشه سبز می کنیم ٬ بدین صورت که خوشه های گندم رو در آب فرو می بریم تا مقداری سبز بشه ( باید توجه کرد که فقط قسمت خوشه در آب باشه و ساقه خشک بمونه٬ عوض کردن روزانه آب هم فراموش نشه.ضمنا مدت زمان سبز شدن این سبزه از انواع دیگه سبزه خیلی بیشتره) بعد از اون از دستمال مرطوب در کنار خوشه ها استفاده می کنیم تا رطوبت خوشه ها حفظ بشه. در انتها هم شما شاهد جوانه زنی خوشه های گندم خواهید بود. اینکه ساقه ها خشک بمونن خیلی مهمه چون اگه خیس بن استحکامشون رو از دست می دن و دیگه تو گلدون به صورت صاف قرار نمی گیرن ۳- مدل سنتی سبز کردن پشت کوزه (این مدل رو خودم انجام ندادم پس تجربه چندانی ندام) در این روش روی کوزه مورد نظر رو با یک لایه پارچه که معمولا جوراب زنانه است می پوشونن و روی اون رو با بذور شاهی که قبلا خیس کردن کالا می پوشونن و بعد داخل کوزه رو از آب پر کرده و همچنین روزی چند بار آبپاشی می کنن. ۴- مدل عروسکی یکی از مدلهای اون که خودم هم انجام دادم به این شکله: یک جوراب بر میداریم داخلش رو با خاک اره کاملا نرم پر می کنیم و انتهای اون رو می بندیم و فرم عروسک به کیسمون می دیم. سپس مقداری بذر شاهی خیس شده رو به قسمت بالای اون که قراره سر عروسک رو تشکیل بده می کشیم و خیز خاک اره (همون عروسک) رو خیس می کنیم البته آبپاشی هم مثل موارد دیگه فراموش نشه. برای ایجاد فرم عروسم می شه از مقداری نخ استفاده کرد و فرم بینی و گوش رو براش ایجاد کرد. البته از بذور دیگه هم می شه در داخل عروسک استفاده کرد. ۵- مدل تخم مرغی این مدل تو کل فامیل و دوست و آشنا فقط مختص خودم ه و کلا خیلی محرمانه و سری ه ۶- نوشتن تبریک و سال نو توسط سبزه در این روش روی یک لایه اسفنج نازک (ترجیحا۱ - ۵/۰ سانتی) استفاده می کنیم و روش هر پیام یا تبریکی که دلمون می خواد و دوست داریم می نویسیم (ترجیحا با مداد) بعد هم از تخم شاهی برای پر کردن داخل نوشته ها استفاده می کنیم. (نقش اسنج در اینجا یک بستر برای نگهداری بذور و سهولت در آبیاری ه ) در روش دیگه می شه حروف رو با کاتر ( قیچی کار رو خراب می کنه) برید و روی اونها رو با بذور پر کرد. از من به شما نصیحت حروف رو نبرید که خیلی سخته و دردسر داره گمونم همین چند نوع سبزه رو بلدم خوشحال می شم روشهای دیگه تهیه سبزه رو هم از زبون شما بشنوم پ.ن۱: مدت سبز کردن سبزه شاهی خیلی کوتاه و حدود ۸-۷ روزه اما این مدت برای گندم حداقل ۱۲ روزه که اگه از روش خوشه استفاده بشه به حدود ۲۰ روز هم می رسه.( چند سالی هست سبزه نزاشتم زمان دقیقترش رو شما بگین) پ.ن۲: باز یادم رفت چی می خواستم بگم. مشکلی داشتین بگین خوشحال می شم بتون راهنماییتون کنم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/26ساعت 2:40 توسط جمانه |
|
|
صفورا رو که یادتونه ؟؟؟ استاد اصلاح رو هم که به صفورا گفته بود شما باز می خواین غر بزنین هم حتما یادتونه دیگه ؟ همون روز که استاد این حرف رو زد همه گی داشتن می رفتن بازدید ... اینم یادتونه ؟ اگه یادتون نیست اصلا مهم نیست ... از همین جا بخونین ... این ماجرا کلا نقل شده از طرف هلیا است. توی بازدید یه خانمی همراه اینا بوده که هیشکی نمی شناختش ... و یه بحث اساسی در مورد هویت این عامل نفوذی در اتوبوس ایجاد می شه ... هلیا :« من تمام طول راه از پاکدشت تا کرج فکر کردم چطور بفهمیم این کیه ! رسیدیم موسسه اصلاح ... آقاهه داشت توضیح می داد که یوهو یه فکری به ذهنم رسید ... صفورا از من دورتر بود ... هلیا:« صفورا ... صفورا ... می دونستی این خانمه زن استاده !» صفورا ( با اشاره سر ) :« آره !!!!!!!!!!!!!!!!!» هلیا گفت من که اینجوری « چیییییییییی؟؟؟؟؟ تو از کجا می دونی ؟» صفورا :« ازش پرسیدم !» هلیا :«چطوری ؟» صفورا :« پرسیدم شما استادین ؟ گفت نه ... پرسیدم دانشجویید ؟ گفت نه ... پرسیدم شما زن استادید ؟ گفت آره ... پرسیدم شما هم کشاورزی خوندین ؟ گفت نه لیسانس ریاضی دارم ... ولی راستش روم نشد بپرسم چطوری با استاد آشنا شدین !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!»
روح پر فتوح ما به صفورا افتخار می کند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/23ساعت 19:6 توسط روح پر فتوح مرحوم بانو چویی |
|
|
با خونه تکونی چی کار می کنین؟ خوبه؟ تموم شده؟ خوب پیش می ره؟ هنوز شروع نکردین؟!
حسابی گرد و غبارها رو ازش گرفتین؟ از خونه دلتون چه خبر؟ خونه دلتون رو هم تکوندین؟ غبارش رو گرفتین؟ در و دیوارش رو تمیز کردین؟ کدورتها و کینه ها رو از خونه دلتون پاک کردین یا غبار گذشت زمان رو ازشون گرفتین و تازه ترشون کردین؟ اگه هنوز خونه دلتون رو نتکوندین و تمیز و آماده نیست برای سال جدید و دوستیهای جدید و مهربونی های جدید و بیشتر و بیشتر زود باشین هنوز دیر نشده نزارین دیر بشه ها اون وقت شما می مونین و یک دل غبار گرفته و اندوهگین و تنهایی و باز هم تنهایی زود باش آفرین این شد ... خونه دلتون همیشه سرشار از عشق و دوستی و محبت و البته دوستی های جدید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/23ساعت 18:55 توسط جمانه |
|
|
سلام به کوچولوهای عزیز و بزرگترهای توی خونه و
اون کوچولوهای اسفندی خیلی نازی که هنوز به دنیا نیومدن !!!!! انجمن آبانی ها یادتونه ؟ انجمن بهمن رزمفری های هم که حتما یادتونه دیگه فرزندانم ؟؟؟ خب من اصلا با این فوفول بازیها کاری ندارم خواهر! فردا آقا مهدی تشریف میارن . اوا شوما خبر نداشتین؟؟؟؟ ببخشین تو رو خدا همه اش تقصیر این بهاره و شیخناست. داشتم می گفتم فردا آقا مهدی تشریف میارن . او می آید تا اسفند را با آبان آشتی باشد. در این راستا دست به دعا بر می نهیم و از برای سلامت بانو هن عزیزمان و آقا مهدی دعا می نماییم و به بابا رحمان خیلی خیلی تبریک گفته و می گیم : ما شیرینی می خواهیم. شما مطمئنا خوشبخت ترین خانواده ۳ نفره ی جوخه نشین هستید. امیدواریم به زودیه زود خانواده های ۲ نفره ی زیادی در جوخه داشته باشیم . این همه دختر عین دسته گل ترشیده . خب دیگه برم خواهر. دعا یادتون نره هااااا ( به سبک جمانه ) .... برای همه ی مامان کوچولوهای ۲۳ ساله سلامتی آرزو می داریم. پی نوشت:نفری ۳ تا صلوات واسه سلامتی مامان و نی نی ش یادتون نره |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/19ساعت 12:40 توسط همه تبعیدی ها |
|
|
واقعا که جمانه قلبم افتاد کف پام. حالا خدا رو شکر من خونسردم. غصه نخور ! یادته گفتم خاله من از جوجه بدش میاد ؟ چون بچه بوده نشسته رو جوجه اش جوجه اش ترکیده ! همون خاله ام یه خرگوش خیلی کوچولو داشت ( حدودا ۲۰ سانت بود ) گربه خوردش و ما فقط زنگوله اش رو دفن کردیم ! اینم بهت گفتم که یکی رو می شناختم که زمستون دید لاک پشتش از لاکش نمیاد بیرون ، واسه همین گذاشتش رو بخاری ولی یادش رفت برش داره و لاک پشتش سوخاری شد ؟ ( چرا لاک پشته خودشو پرت نکرد پایین ؟ ) راستی پسر داییم هم یه خرگوش داشت از پله افتاد پاش شکست ! مجبور شدن کبابش شدن !!!! حسنی هم یادته رفت مکتب یادش رفت به گاو ها آب بده ؟ فقط ننه کوکب زن خیلی خانه داری بود ! خدا روحش رو شاد کنه ! تو هم ناراحت نباش ! حالا خوبه تو ماهی رو نکشتی !!!!! ( یعنی احتمال داره )
من اومدم از همه برای تبریکات تولدم تشکر کنم !خیلی مرام گذاشتین !!!!! مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! از کادوی قشنگتونم متشکرم !!!!!!!!!!!!!! چیتگر هم خیلی توپ بود!!!!!!!!!!!!!! از همه افرادی در این یک سال در اعیاد و جشنها ازشون تقدیر به عمل آمد به اضافه تمام دوستان خوب از نسل آدمیزاد ، به خصوص خانواده محترم رجبی کمال تقدیر و تشکر اینا را داریم ! و برای شیخنا جمانه صبر عاجل و آجل ( در راستای ماهی قرمز ) خواستاریم !!!!
روح پر فتوح مرحوم بانو چویی در جستجوی نامی تازه !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/16ساعت 8:38 توسط روح پر فتوح مرحوم بانو چویی |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| قصه از كجا شروع شد |
-------------------------------------
سلام ------------------------------------- ما یه مشت آدمیزادیم که حوادثی بس غریب سرنوشتمونو بهم گره زد ... ستاره هامون جفت اومد و دوستیمون آبنبات کشی شد ... در این راستا مراتب احترام و سیمرغ بهمن رزمفریها رو تقدیم می کنیم به : دختری فرهیخته بنام عظیمه ! پسر دایی هایپر بهاره ! شوهر عمه مرحوم بانو چویی ! کتاب چگونه بیل بزنیم ه جمانه ! دست کش بنفش های الناز خوشگله ! همکاری بانو هن در کلاسهای ماشین آلات ! شیخ النجوم " پارندا " و کلیه دوستان و همکارانی که با ما همراه بودند بخصوص تابالوگای مهربان !!!!!!!! که در ایجاد این دوستی و پیوند فجیع نقشی بس اساسی داشتند ! اینجا یه انجمن آبانی ها داریم ... که هرگونه صحبت در این مورد پیگرد غیر قانونی داره ... ------------------------------------- غروبها که میشه روشن چراغها ميان از مدرسه خونه كلاغها ياده حرفهاي اون روزت ميافتم كه تا گفتي به جون و دل شنفتم ... عجب غافل بودم من اسيره دل بودم من اسيره دل نبودم اگه عاقل بودم من ... غروبها برمی گردن باز كلاغها بيادم باز مياد اون كوچه و باغها هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي دلی که کنده بودیم مونده باقی ... عجب غافل بودم من ... يادت مياد به من گفتي چيكار كن گفتي از مدرسه امروز فرار كن فرار كردم من اونروز زنگه آخر نرفتم مدرسه تا سال ديگر ... عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من ... |
| مراقبات يوميه |
|
شکلک مکتوب آونگ خاطره های ما مطبخ خاله خانم وبلاگ کامران نجف زاده کد موزیک برای وبلاگ میز غذا صورتحساب آخرین دوره تلفن همراه آپلود عکس اسپرانتو زبان دوم برای همه آرشیو پیوندهای روزانه |
| كاتبان |
|
روح پر فتوح مرحوم بانو چویی بهار جمانه پارندا بانو هن فرزانه الناز همه تبعیدی ها |
|
RSS
|