فردی از عشیره ی نه چندان اقربین چندی پیش ما را چنین گفتی :
که دایی دارمی که چندی است سنین ۸۰ پر کردی و از مال و مکنت دنیا بهره ای داشتی در خور ،
و سال هاست در بلد استکبار جهانی سکنی گزیدندی !
پس چون اولادش هر کدام به سامان رسیدندی و از بهر خویش سرزمینی برگزیدندی همسرش به
دیار باقی شتافی .
پس دایی به خاک وطن بازگشتی و اقوام به دست بوسی وی آمدندی ...
در آن میان خواهرزاده همسر مرحومه مغفوره خویش بدیدندی که بیوه بودی و ۶۰ سالی داشتی
و او نیز همه ی فرزندان به همسری پسرهای حاکم بزرگ و دخترهای شاه پریان در آورده بودندی ...
پس از او بپرسیدندی : شما با این وجاهت و نجابت چرا مجددا ازدواج نکردندی ؟
خواهرزاده پاسخ بدادی : اگر فرد مناسب یافت گشتی ازدواج خواهمی کردی !
پس دایی بگفتی : به به چه خانم متشخصی !! آیا به نظر شما من مناسب بودندی ؟؟؟؟
خواهرزاده پاسخ بدادی : شما که خیلی مناسب بودندی ...
...
پس آن دو مرغ عشق ازدواج کردی و به خارج دور رفتی از برای honey moon
...
یاد بگیرید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همچنان ارسالی از اعماق بهشت