تبليغاتX
از نسل آدمیزاد
خرداد آید پیاپی ، میوه های گوارا
. سلام دیدین چی شد؟ منوچهر احترامی دیگه در جمع ما نیست

یعنی حالا که دیگه این عزیز در جمع ما نیست دیگه نباید امیدی هم به چاپ مجدد کتاباشون داشته باشیم؟


. اینجا چقدر عوض شده!!!

حالا یعنی دیگه نمی شه از اون شکلکهای همیشگلی استفاده کرد؟!


. کنکور رو هم دادیم، خدا رو شکر براش سرمایه گذاری نکرده بودم والا دلم خیلی می سوخت.

من موندم این چه کاری ه که سازمان سنجش بدون اعلام قبلی انجام داده؟! این همه تغییر و تحول اون هم بدون اعلام قبلی نمی دونن چقدر استرس و فشار به داوطلب ها وارد می کنه؟؟؟!


. چند روزی ه به شدت تب کتاب گرفتم و می خوام هی کتاب بخونم اصلا هم مهم نیست که که مال کی ه، فقط کتاب باشه


. این نقطه سر خط عجب چیز جالبیه. خوب شد نگفتن نقطه آخر خط؛ وگرنه هی مجبور بدیم آخر خط که رسیدیم نقطه بزاریم


. سایت دانشگاه یکی دو هفته ای ه رفته تعطیلات! حالا من برای دیدن روی ماه نمرات گرام چه خاکی تو سر این سایت بریزم خوبه؟!


پ.ن: این پست رو نوشتم چون یاد بیانات یکی از دوستان افتادم که ازم می خواست هر چند وقت یه بار پست بزارم فقط و فقط همین

مواظب خودتون باشین

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/29ساعت 18:28  توسط جمانه | 

 

صفورا

 به مناسبت خجسته میلاد تو و تقارن پر برکتش با ولنتاین ، 

یخده  از تعداد آدمهایی که به ما نظر دارن از روی زمین کم شده !!!!!!

 

 

تولدت مبارک

ایشالله خوشبخت شی ننه !!!

ایشالله بری سر کار ...

ایشالله با یه آدم بلند فطرت افتخارآمیز ازدواج کنی

...

 

 

پ.ن :

صفورا جون  یه موضوعی هست دلم نمی خواست روز تولدت بهت بگم ناراحت شی ...

ولی به روح آسدممصادق میراب ، مجبورم بگم ...

 غریبه که نیستی...خودت می دونی ...

 به جز بانو هن که به سلامتی از اول خوشبخت بود و الانم مامانه ... و فاطمه عروس ...

 بقیه اهالیه جوخه همه ترشیده اند ...

حالا منو نبین که الان واسه خودم چه روح پر فتوحی ام و بهشت جایم است ...

خبر نداری...

البته از من نشنفته بگیرا ....

این شیخنا جمانه ... ظاهرا یه دوستی داره که مشهد درس می خونه...

( خیلی ساله زیارتم نرفتیم خواهر ... این مسجد سر کوچه مون یه کاروان خوبی داره ...

ایشااله قسمت شه باهم میریم .. غصه شام و ناهارم نخوریا ، من اندازه یه هفته بساط

اشکنه و کشک جوش بر می دارم ... )

  خلاصه ... دوستش کلینیک گیاه پزشکی  داره ...

این شیخ هم در به در دنباله شوهره  واسه این دختر ورپریده ...

انگار نه انگار ما اینجا خودمون کلی دختر دم بخت تو صف داریم ...

به خودش کاری ندارم که دیگه بهش امیدی نیست ...

بهار چی؟ الناز ؟ شاپرک ؟ پارندا ؟ خود تو عزیزم ؟

این همه دختر عین پنجول آفتاب ...

حالا توام به روش نیاری که من اینا رو بهت گفتما ... باشه خواهر ...

بین خودم و خودت بمونه ... هر چی گفتم همینجا چال کن و برو ...

اصلا به ما چه مردم چی کار می کنن ؟؟؟

 مگه ما زفونم لال ، صد قرآن به میون ، فضولیم ؟؟؟

...

بازم تولدت مبارک ...

 

ارسالی از بهشت اعلی

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/11/24ساعت 15:1  توسط روح پر فتوح مرحوم بانو چویی | 
 

از همه دوستان گل و عزیز که تولدم رو تبریک گفتن ممنونم امیدوارم بتونم درشادی هاتون بخشی از ازاون باشم

تو یه سایت مطلبی خوندم که من روبه فکر واداشت. مطلب در مورد "کلاس" بود!

واقعا "کلاس" که این قدر در موردش حرف می زنیم یعنی چی؟

خیلی با کلاس ه

 کلاس داره

اینهای یعنی چی به واقع؟ آیا می شه تعریف درست و مشابهی به این کلمه نسبت داد؟ نظر چندنفر در مورد " کلاس" با بقیه یکسانه؟ نظر شما چیه؟ "کلاس" یعنی چی؟

معادل فارسی " کلاس " چیه؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 20:21  توسط جمانه | 
 

شیخنا تولدت مبارک

آرزوی سال :

ما همگی امیدواریم شوما به زودی از بهر خود زوجی مناسب بیابید ...

 

 

فقط تو رو جدت ، وقتی پیداش کردی هی نگی ... حالا نمیدونم ... حالا فکر کنم ...

...

قبلنا که حافظه ام اندازه ماهی قرمز نبود ، برای تولدت زیاد نقشه داشتم ولی با این سن و سال

مگه چیزی یاد آدم می مونه ؟؟؟

...

حالا تو عالم دوستی ، غریبه که بینمون نیست ، خداییش بگو چند ساله شدی؟؟؟

 

 

تولدت مبارک عزیزم

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت 0:0  توسط روح پر فتوح مرحوم بانو چویی | 
 

اول از همه از آهنگ قشنگ وبلاک که کار بانو جون روح پرفتوح ه تشکر می کنیم  

 

وقتی که با هم باشیم دنیا قشنگه

هر کی دوست خوب داره خیلی زرنگه

دوست باشیم و قدر هم دیگه بدونیم

برای همدیگه از دوستی بخونیم

دست به دست هم بدیم با مهربونی

نکنه آی بچه جون تنها بمونی

پس همه حالا ، وقتش ه یالا، بگیم که دوستی، باشه ایشالا

 

می خواستم یه پست بزارم که بهمن رو رسما شروع کنم که به یه بازی دعوت شدم این هم بهونه

بانو شاذه من رو به یک بازی دعوت کرده جالب اینجاست خودم چند وقتی هست که یه طالع بینی نزدیک به واقعیت پیدا کردم میخواستم بزارم، البته این هم جالب ه 

که چون خیلی طولانی میشه این پست تو ادامه مطلب می زارم

لینک طالع بینی بازی http://www.3jokes.com/talebini/shakhsi/

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/06ساعت 22:1  توسط جمانه | 
 
برگ نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
قصه از كجا شروع شد
-------------------------------------
سلام
-------------------------------------
ما یه مشت آدمیزادیم که حوادثی بس غریب سرنوشتمونو بهم گره زد ...
ستاره هامون جفت اومد و دوستیمون آبنبات کشی شد ...
در این راستا مراتب احترام و سیمرغ بهمن رزمفریها رو تقدیم می کنیم به :
دختری فرهیخته بنام عظیمه !
پسر دایی هایپر بهاره !
شوهر عمه مرحوم بانو چویی !
کتاب چگونه بیل بزنیم ه جمانه !
دست کش بنفش های الناز خوشگله !
همکاری بانو هن در کلاسهای ماشین آلات !
شیخ النجوم " پارندا "
و کلیه دوستان و همکارانی که با ما همراه بودند
بخصوص تابالوگای مهربان !!!!!!!!
که در ایجاد این دوستی و پیوند فجیع نقشی بس اساسی داشتند !
اینجا یه انجمن آبانی ها داریم ... که هرگونه صحبت در این مورد پیگرد غیر قانونی داره ...

-------------------------------------
غروبها که میشه روشن چراغها

ميان از مدرسه خونه كلاغها

ياده حرفهاي اون روزت ميافتم

كه تا گفتي به جون و دل شنفتم

...

عجب غافل بودم من

اسيره دل بودم من

اسيره دل نبودم

اگه عاقل بودم من

...

غروبها برمی گردن باز كلاغها

بيادم باز مياد اون كوچه و باغها

هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي

دلی که کنده بودیم مونده باقی

...

عجب غافل بودم من

...

يادت مياد به من گفتي چيكار كن

گفتي از مدرسه امروز فرار كن

فرار كردم من اونروز زنگه آخر

نرفتم مدرسه تا سال ديگر

...

عجب غافل بودم من

اسیر دل بودم من

اسیر دل نبودم

اگه عاقل بودم من

...


مراقبات يوميه
شکلک
مکتوب
آونگ خاطره های ما
مطبخ خاله خانم
وبلاگ کامران نجف زاده
کد موزیک برای وبلاگ
میز غذا
صورتحساب آخرین دوره تلفن همراه
آپلود عکس
اسپرانتو زبان دوم برای همه
آرشیو پیوندهای روزانه
مجمع الديوان اوان جواني
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
كاتبان

روح پر فتوح مرحوم بانو چویی
بهار
جمانه
پارندا
بانو هن
فرزانه
الناز
همه تبعیدی ها
محافل ياران باوفا
تخته پاک کن نمدی (آتیس)
نوشته (ایلیا)
چشمهای خیس(شب پره)
برکه دوبووار( فرزانه)
تجربه های آزاد(مسعود)
نگارین(شاذه)
رافائلو و گالکسی
جواهری در قصر*یانگوم*
رفتی حاجی حاجی مکه(اطلس)
تبسم بهار(تبسم)
بهترین دانلودها
اینجا میتونه یه خونه باشه(مهدی)
معلم شيمي(رحمان)
...روزهای صدفی...(صدف)
عشق رو از چشام بخون(محمد)
خبرگیری(رضا)
مثل پولک،شیرین و خوشمزه
راز سکوت(ارسلان)
اگه نمیخوای بخندی نیا تو !!!
انجمن علمی زراعت و اصلاح نباتات
Sniper2
این تریبون من است(مجید شر)
فرار (هموطن)
لنگه جوراب سوراخ(leon)
کافه پیاده(شیرین)
شاپرک(مینا)
آرتین و آرتینا
خاطرات تحصیل در کانادا(محمد لطیفی)
...آلوچه...
امید
فعلا یک عدد ژاله
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM