![]() |
![]() |
|
| خرداد آید پیاپی ، میوه های گوارا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/30ساعت 16:9 توسط جمانه |
|
|
با سلام و تبریک سال نو پیشاپیش... امیدوارم همه وبلاگ ها سر جاشون باشن ... و همه تو سال نو به هرچی دلتون می خواد برسین ... ایشالله سگاروی شاپرک اینا همیشه سرجاش باشه که ما بازم از کوچشون رد می شیم بخندیم ... شیخنا جمانه عده ی بیشتری رو به خونه بخت بفرسته ... پیربهار کمکهای بیشتری از دستش بر بیاد ... بانو هن و مهدی مثل همیشه خوشحال و سرحال باشن ... پارندا از موجودات قابل افتخارتری عکس بگیره ... صفورا دیگه تعداد پست فطرت های روی زمین رو نشمره ... الناز در تهران رویت بشه ... ... همه رو گفتم ؟؟؟ کسی جا نموند ؟؟؟؟ بقیه هم خوشبخت شن... الهی آمین ... ... خب خیالم راحت شد همه رو گفتم ... حالا نوبت خودمه ... خدایا استاد دانشگاه شاپرک اینا رو یادته ؟؟؟؟ همون که رفته خارج دیسکو زده !!!! خب ؟؟؟ من یه دیسکو می خوام ... البته قول می دم هیچکس با اومدن به دیسکوی من منحرف نشه .. کلا فقط ادمهای منحرف رو راه میدیم اصلا ... چطوره ؟؟؟مثل بهاره ... یا از همه ضمانت کتبی می گیریم مسئولیت جهنم رفتنتون با خودتونه .... یه کافی نت و کافی شاپ و کافی تریا و کافی گلاسه هم می خوام ... وقت کردی حاجات ما را مستجاب بفرما ... راه راست را به سمت ما کج بفرما ... راستی ما حساب کردیم اگه تو سرمایه بهمون بدی که یه کافی نت بزنیم خیلی وضعمون خوب می شه ... خیلی دوستت دارم ... منتظرم ... روحی از برزخ انتظار
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/29ساعت 19:48 توسط روح پر فتوح مرحوم بانو چویی |
|
|
سپاس سپاس جوخه نشینان را بس شدید که تبریکاتشان موجب شادی شد و دورگوی نیمه شبشان دلیل بیداری هر تبریکی که رسید چون رسید مفرح ذات گشت و چون خوانده شد ممد مودت و آشنایی ... ... خلاصه اینکه صفای قدمتون ... ایشالله تولدهاتون جبران کنم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/12/17ساعت 21:42 توسط روح پر فتوح مرحوم بانو چویی |
|
|
ماه و ستاره پاشین قاطی جشن ما شین
پ.ن: فایل تصویری کنار صفحه رو از دست ندین ها |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/12/12ساعت 0:0 توسط جمانه |
|
|
. دارن اذان می گن و تو راهی ، یک ربع بعد به در اولین مسجد می رسی ٬ هرچی زنگ می زنی کسی در رو باز نمی کنه! ناامید نمیشی و به طرف مسجد دوم راه می افتی، پنج دقیقه بعد در دومین مسجدی، هرچی در می زنی و زنگ می زنی باز هم کسی در رو باز نمی کنه، کل مسجد رو دور می زنی به امید پیداکردن درب مخفی
گویا تو مملکت اسلامی مساجد ساخته شده فقط برای دو ماه محرم و صفر اون هم اگه دلشون خواست و اون موقع درب مساجد رو باز کردن
. داری تو شهر راه می ری و از این که شهرداری به فکر مردم ه و سرویس بهداشتی مکانیزه ساخته به خودت می بالی، خانمی رو می بینی که به در بسته خورده!!! از جلو سرویس بهداشتی بعدی رد می شی باز هم گروهی از بانوان محترم سرخورده رو می بینی زنان و دختران و کلا بانوان علاوه بر اینکه به سرویس بهداشتی نیازمند نمی باشد دائم الوضو هم هستند
. امروز بعد از عمری رفتم روضه. خاک تو سر این مردم و خودمون و مسئولین بشه که به این چرند و پرندهای مداحان و روضه خون ها بی توجهن نتیجه ای که از این روضه می شد به وضوح فهمید اینه که باید ۲ روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری تسبیح به دست بشیم و از خدا بخوایم تا رئیس جمهور مومن و خوب و این حرفها قسمتمون شه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/12/08ساعت 15:0 توسط جمانه |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| قصه از كجا شروع شد |
-------------------------------------
سلام ------------------------------------- ما یه مشت آدمیزادیم که حوادثی بس غریب سرنوشتمونو بهم گره زد ... ستاره هامون جفت اومد و دوستیمون آبنبات کشی شد ... در این راستا مراتب احترام و سیمرغ بهمن رزمفریها رو تقدیم می کنیم به : دختری فرهیخته بنام عظیمه ! پسر دایی هایپر بهاره ! شوهر عمه مرحوم بانو چویی ! کتاب چگونه بیل بزنیم ه جمانه ! دست کش بنفش های الناز خوشگله ! همکاری بانو هن در کلاسهای ماشین آلات ! شیخ النجوم " پارندا " و کلیه دوستان و همکارانی که با ما همراه بودند بخصوص تابالوگای مهربان !!!!!!!! که در ایجاد این دوستی و پیوند فجیع نقشی بس اساسی داشتند ! اینجا یه انجمن آبانی ها داریم ... که هرگونه صحبت در این مورد پیگرد غیر قانونی داره ... ------------------------------------- غروبها که میشه روشن چراغها ميان از مدرسه خونه كلاغها ياده حرفهاي اون روزت ميافتم كه تا گفتي به جون و دل شنفتم ... عجب غافل بودم من اسيره دل بودم من اسيره دل نبودم اگه عاقل بودم من ... غروبها برمی گردن باز كلاغها بيادم باز مياد اون كوچه و باغها هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي دلی که کنده بودیم مونده باقی ... عجب غافل بودم من ... يادت مياد به من گفتي چيكار كن گفتي از مدرسه امروز فرار كن فرار كردم من اونروز زنگه آخر نرفتم مدرسه تا سال ديگر ... عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من ... |
| مراقبات يوميه |
|
شکلک مکتوب آونگ خاطره های ما مطبخ خاله خانم وبلاگ کامران نجف زاده کد موزیک برای وبلاگ میز غذا صورتحساب آخرین دوره تلفن همراه آپلود عکس اسپرانتو زبان دوم برای همه آرشیو پیوندهای روزانه |
| كاتبان |
|
روح پر فتوح مرحوم بانو چویی بهار جمانه پارندا بانو هن فرزانه الناز همه تبعیدی ها |
|
RSS
|