تبليغاتX
از نسل آدمیزاد
خرداد آید پیاپی ، میوه های گوارا
بر اساس سوالی که صفورا پرسید و ترس به جای ایشان بر آن شدم تا اطلاعات مختصری در رابطه با این بیماری گرد آوری کنم.

تفاوت سرماخوردگي با آنفلونزا در در گير شدن دستگاه تنفسي است ، در آنفلونزا شروع ناگهاني تب ، علائم کوفتگي ، درد عضلاني بيمار را بدحال تر از سرماخوردگي مي کند،شروع علائم در آنفلونزا بصورت ناگهاني بوده و تب غالبا" در روز اول شديدتر و سرفه تا مدتي ادامه مي يابد ولي ساير علائم بعد از سه تا هفت روز بهبود مي يابد. تب، بي حالي، بي اشتهايي و سرفه ، تنگي نفس ، درد يا احساس فشار در قفسه سينه يا شكم ، سرگيجه ناگهانيدرتعدادي از افراد مبتلا به آنفلونزاي نوع خوكي علائمي چون آبريزش بيني ، گلو درد، تهوع، استفراغ شديد يا مداوم و اسهال ديده شده است و مهمترين راه انتقال آن از طريق هوايي و تنفسي است.

تغيير رنگ كبود يا خاكستري پوست، عدم توان نوشيدن مايعات به ميزان كافي، اختلال سطح هوشياري به طوري كه كودك به سختي از خواب بيدار شود نيز از مهمترين علائم اين عارضه در كودكان است.


تشخیص بیماری: يك نمونه گلو بايد در 4 تا 5 روز اوليه بيماري، در زمانيكه بيماربيشترين ويروس را دفع مي كند جمع آوري شود، نمونه ها بايد براي تشخيص به آزمايشگاه رفرانس دانشكده بهداشت دانشگاه تهران ارسال شود.

درمان بیماری: نوع داروي آنتي ويرال براي درمان بيماري معرفي شده اند،شامل:آمانتادين، ريمانتادين، اوسلتاميوير، زاناميوير
اخيرا مركز كنترل و پيشگيري از بيماري ها استفاده از داروي اوسلتاميوير را براي درمان و پيشگيري از آنفلونزاي خوكي توصيه می كند.


رعايت آداب تنفسي كه فرد در هنگام سرفه يا عطسه با دستمال جلوي دهان خود را بگيرد و همچنين شست و شوي مرتب دست و صورت ، خودداري از دست دادن ، روبوسي ، در آغوش کشيدن يکديگر و در نهايت رعايت فاصله با افراد مشكوك از 2 متري از مهمترين راه‌هاي پيشگيري از اين بيماري است.(در بعضی منابع یک متری ذکر شده)

بيماراني که دچار بيماري مزمن قلبي ، ريوي ، کليوي ، کم خوني و يا نارسايي ايمني هستند و همچنين سالمندان ممکن است بدنبال بيماري آنفلونزا دچار عوارض شديدي شوند.


پ.ن: یک هفته ای سفر بودم بعد هم صبح تا بعد از ظهر هر روز کلاس دارم حتی روزهای پنج شنبه و جمعه! این است علت غیبت من نه چیز دیگر!(قابل توجه گل مریم)

پ.ن: امتحانات در پیش است

پ.ن: ...


+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/30ساعت 21:15  توسط جمانه | 










پ.ن: به رسم این روزها...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 21:54  توسط جمانه | 
سلام به دوستان عزیز

همون طور که قبلا گفتم، چهارشنبه به مناسبت هفته جوان و اختتامیه جشنواره " قابی برای جوانی" بود و خب من هم حضور داشتم.

کلی دست زدیم و قبل و بعدش تو سرویس رقصیدیم و جیغ و دست و ...

خلاصه کلی شیطونی کردم؛ مدیرمون هم تو جشنواره یک کارایی کرده بود؛ وقتی من رو تو تالار وحدت در حال شیطونی دید، خندش گرفت

دیگه این که

می خواستم عکس بزارم اما سایتی که همیشه عکسهام رو آپلود می کردم فیلتر ه!!!

برای دیدن بخشی از عکس ها می تونید به

http://rssnews.ir/News-742525.html

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=920864

مراجعه کنید.

"امین تارخ" یکی از اون بازیگرهای مورد علاقه من ه وقتی اومد روی سن کلی دست و سوت بود و وقتی هم که رفت باز هم تکرار شد؛ تازه وقتی داشت از سالن بیرون می رفت براش دست تکون دادم و اون هم جواب من رو با تکون دستش داد

از اول تا آخر جشن هم هر جا که اسم دکتر "قالیباف" برده می شد سالن میرفت رو هوا

همین دیگه

راستی قراره این جشن رو شبکه سوم سیما در نیمه شعبان پخش کنه.


پ.ن: اعیادتون مبارک

پ.ن: بلاگفا دیگه بدون شکلک و فونت رنگی صفا نداره

پ.ن: مجیدشر وبلاگت فیلتر شده!

پ.ن: همیشه می خواستم بدونم اگه برای مدت طولانی پشت سر هم و بدون تمرین کف بزنم چی میشه! حالا می فهمم که اول دستم سرخ میشه، کم کم بی حس می شه، بعد کم کم مور مور میشه، بعد حالت خواب رفتگی پیدا می کنه، در آخر هم ...

راستی دست درد رو هم آخر شب بهش اضافه کنین

پ.ن: پارندا بی صبرانه منتظر اخبار وقایع و عکسهات از سفر اخیر هستم

پ.ن: سایت برای آپلود عکس معرفی نمی کنین؟!

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/09ساعت 23:51  توسط جمانه | 
 
برگ نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
قصه از كجا شروع شد
-------------------------------------
سلام
-------------------------------------
ما یه مشت آدمیزادیم که حوادثی بس غریب سرنوشتمونو بهم گره زد ...
ستاره هامون جفت اومد و دوستیمون آبنبات کشی شد ...
در این راستا مراتب احترام و سیمرغ بهمن رزمفریها رو تقدیم می کنیم به :
دختری فرهیخته بنام عظیمه !
پسر دایی هایپر بهاره !
شوهر عمه مرحوم بانو چویی !
کتاب چگونه بیل بزنیم ه جمانه !
دست کش بنفش های الناز خوشگله !
همکاری بانو هن در کلاسهای ماشین آلات !
شیخ النجوم " پارندا "
و کلیه دوستان و همکارانی که با ما همراه بودند
بخصوص تابالوگای مهربان !!!!!!!!
که در ایجاد این دوستی و پیوند فجیع نقشی بس اساسی داشتند !
اینجا یه انجمن آبانی ها داریم ... که هرگونه صحبت در این مورد پیگرد غیر قانونی داره ...

-------------------------------------
غروبها که میشه روشن چراغها

ميان از مدرسه خونه كلاغها

ياده حرفهاي اون روزت ميافتم

كه تا گفتي به جون و دل شنفتم

...

عجب غافل بودم من

اسيره دل بودم من

اسيره دل نبودم

اگه عاقل بودم من

...

غروبها برمی گردن باز كلاغها

بيادم باز مياد اون كوچه و باغها

هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي

دلی که کنده بودیم مونده باقی

...

عجب غافل بودم من

...

يادت مياد به من گفتي چيكار كن

گفتي از مدرسه امروز فرار كن

فرار كردم من اونروز زنگه آخر

نرفتم مدرسه تا سال ديگر

...

عجب غافل بودم من

اسیر دل بودم من

اسیر دل نبودم

اگه عاقل بودم من

...


مراقبات يوميه
شکلک
مکتوب
آونگ خاطره های ما
مطبخ خاله خانم
وبلاگ کامران نجف زاده
کد موزیک برای وبلاگ
میز غذا
صورتحساب آخرین دوره تلفن همراه
آپلود عکس
اسپرانتو زبان دوم برای همه
آرشیو پیوندهای روزانه
مجمع الديوان اوان جواني
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
كاتبان

روح پر فتوح مرحوم بانو چویی
بهار
جمانه
پارندا
بانو هن
فرزانه
الناز
همه تبعیدی ها
محافل ياران باوفا
تخته پاک کن نمدی (آتیس)
نوشته (ایلیا)
چشمهای خیس(شب پره)
برکه دوبووار( فرزانه)
تجربه های آزاد(مسعود)
نگارین(شاذه)
رافائلو و گالکسی
جواهری در قصر*یانگوم*
رفتی حاجی حاجی مکه(اطلس)
تبسم بهار(تبسم)
بهترین دانلودها
اینجا میتونه یه خونه باشه(مهدی)
معلم شيمي(رحمان)
...روزهای صدفی...(صدف)
عشق رو از چشام بخون(محمد)
خبرگیری(رضا)
مثل پولک،شیرین و خوشمزه
راز سکوت(ارسلان)
اگه نمیخوای بخندی نیا تو !!!
انجمن علمی زراعت و اصلاح نباتات
Sniper2
این تریبون من است(مجید شر)
فرار (هموطن)
لنگه جوراب سوراخ(leon)
کافه پیاده(شیرین)
شاپرک(مینا)
آرتین و آرتینا
خاطرات تحصیل در کانادا(محمد لطیفی)
...آلوچه...
امید
فعلا یک عدد ژاله
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM