تبليغاتX
از نسل آدمیزاد
خرداد آید پیاپی ، میوه های گوارا


٣١ تيرماه ٨٨ قرار بود طولاني‌ترين خورشيدگرفتگي قرن رخ دهد. با جمعي از دوستان بر آن شدیم تا در سفري به كشور چين كه مركز اصلي و داراي طولاني ترين بازه‌ي زماني گرفت بود، افزون بر بازديد از اين كشور زيبا، اين پديده‌ي شگرف را به طور مستقیم مشاهده کنیم.
گروه‌هاي مختلفي از ايران و سراسر جهان براي مشاهده اين پديده‌ي نادر به غول بزرگ تكنولوژي يعني کشور چين سفر كرده بودند.
در ادامه گزارش تصويري مربوط به بازديد از جاذبه‌هاي گردشگري و آثار تاريخي شهر شانگهاي و پكن و نیز مراحل مشاهده خورشید گرفتگی را ببينيد.
.
.
.
.
.
.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 10:40  توسط پارندا | 

Free Image Hosting by FreeImageHosting.net

نمایشگاه آیین و فرهنگ زرتشتیان

تاریخ بازدید : 23 تا  28 فروردین ماه

ساعت بازدید : 10 تا ۱۹

مکان : فرهنگسرای ملل واقع در بوستان قیطریه

این نمایشگاه که به کمک کانون دانشجویان زرتشتی برگزار می شود به نمایش سفره‌های آیینی زرتشتیان می‌پردازد و توضیحاتی را پیرامون این سفره‌ها به بازدید کنندگان ارائه می‌دهند. همچنین برخی از مراسم آیینی و فرهنگی زرتشتیان و مکان‌های زیارتی آنها توسط نمایشگاه عکسی به علاقه‌مندان معرفی می‌شود. لازم به ذکر است که در کنار این نمایشگاه نمایشگاه کتابی برگزار شده که در آن کتب مربوط به ایران باستان و آیین زرتشتیان از انتشارات مختلف گرد‌آوری شده تا علاقه‌مندان بتوانند با تهیه این کتب به اطلاعات مورد نظر خود دستیابی داشته باشند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/26ساعت 0:10  توسط پارندا | 

دوستان عزیز ایرانی، یلدایی پر از عشق و مهر و دوستی براتون آرزو دارم.
چون مطلبی به ذهنم نرسید مطلب زیر رو از این سایت براتون آوردم. امیدوارم جالب و البته درست باشه

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

  در آیین کهن , بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند. 

در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر , گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

در گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.

مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

 



+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/01ساعت 2:51  توسط پارندا | 
پاییزی خواهد آمد

و باد خاطرات مقدس دانشجویی را برایت برگ برگ خواهد کرد

و تو در اوج لبخندها

به گذشته حسادت  می کنی

 

متن بالا متنی بود که توی یه کارت تبریک کوچیک که خودم درست کرده بودم نوشته بودم و روز جشن فارغ التحصیلی به همه هم کلاسی هام دادم.
البته آخرشم نوشته بودم:
همکلاسی، مهندس شدنت مبارک! دوستدار تو

الان که دوباره پاییز شده و دیگه دانشجو نیستم همش این جمله ها رو با خودم تکرار می کنم، مخصوصا امروز که روز دانشجو بود.
بدجور دلم هوای دانشگاه تهران و شلوغیاش رو کرده!!
هنوزم حس می کنم دانشجوام.
من از دانشجو بودنم زیاد چیزی نفهمیدم، اصلا هم دوسش نداشتم، نه دانشگامون رو نه درسمون رو.
اما الان که تموم شده احساس می کنم که می شد بیشتر از اینا از دانشجو بودنم لذت ببرم و استفاده کنم.
البته من هنوزم دانشجو ام چون دنبال فارغ التحصیلی نرفتم
اما خوب دیگه دانشگاه نمی رم.
بچه هایی که هنوز دانشجویین قدر دانشجوییتون رو بدونین، این دوران دیگه تکرار نمی شه.
شاید اینجا و توی این مملکت و این شرایط ،این دوران برای هیچ کدوممون نه تنها لذت بخش نباشه بلکه بیهوده ترین دوران هم باشه اما اگر بخوایم حداقل می تونیم خاطرات خوبی ازش در کنار دوستامون داشته باشم.

راستی قرار بود فردا خاتمی بیاد دانشکده فنی تهران، اما عقب افتاد و شد ۲۵ ام.
یادم نمی ره سال اول دانشگاه یعنی سال ۸۳ که خاتمی اومده بود دانشگاه تهران ما هم رفتیم. کلی بچه بودیما!! فقط یادمه در دانشگاه تهران رو کندن بچه ها !! بعدشم کل انقلاب پر از پلیس بود!!
بگذریم.

خلاصه مطلب:

دانشجویان سابق و حال و آینده،
کاردانی و لیسانس و ارشد،
تهران و شهرستان و خارج! ،
سراسری و آزاد و پیام نور،

روزتون مبارک

+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/16ساعت 17:19  توسط پارندا | 
الان تعدادی نمایشگاه خوب هستش که دلم نیومد بهتون نگم

البته شاید خیلیا خبر داشته باشین اما گفتم بگم تا اگه دوست داشتین بیاین

 

جشنواره انار

می گن جشنواره باحالیه و کلی چیز خوشمزه در ارتباط با انار می شه گیر آورد توش! جاشم فرهنگسرای طبیعت توی تهرانپارسه که البته به من یکم دوره!! تا ۱۲ آبان هم هست

 

جشنواره میراث ماندگار

توی این جشنواره از هرچی دلتون بخواد غرفه هست! از سن ایچ گرفته تا چادر ملی و زیور آلات و غرفه کودکان و آژانس هواپیمایی و البته یکی از بچه های کلاسمون هم غرفه روغن داره، هفته نامه امرداد هم که من توش کار می کنم غرفه داره که امروز خودم هم بودم، روزای دیگه هم شاید باشم. تشریف بیارید خوشحال می شیم جاشم کاخ سعد آباده، هم محیطش قشنگه هم موسیقی زنده هم داره تا ۱۱ آبان هم هست

 

جشنواره رسانه دیجیتال و نرم افزار !!

دقیقا نمی دونم اسمش چیه اما در کل نمایشگاه سی دی هست! جاشم که مصلی هست . من خودم نرفتم تا ۱۱ آبان هم هست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/07ساعت 22:17  توسط پارندا | 

                                                                            

 

        

 

 

 روز عشق بر همه ی عاشقان مبارک                     

 

                                              

 

  در گاهشماری ایران باستان هر روز از ماه نامی داشته که در این میان نام ماه های سال نیز می باشد و هر گاه که نام روز با نام ماه برابری می کرده آن را جشن می گرفتند. مانند روز سپندارمذ(اسفند) از ماه اسفند که جشن اسفندگان یا سپندارمذگان نامیده می شده.

  سپندارمذ نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار میگردد . ایرانیان از دیر باز این روز را روز زن و روز مادر و در حالت کلی این روز را روز عشاق می نامیدند که امروزه متاسفانه بجز زرتشتیان ، دیگر هم میهنان روز مادر را برابر با تقویم عربی و روز عشاق را برابر با تقویم میلادی ( ولنتاین ) جشن میگیرند .

 

  می‌دانم دل نبستن به جشن‌های این و آن در این روزگار غمگین و پر از گرفتاری سخت است ،می‌دانم که هر بهانه‌ای برای شاد بودن در این روزگار غنیمت است.

با این همه فقط یک نکته کوچک: شما که می خواهید شاد باشید، شما که می‌خواهید به عشقتان هدیه بدهید، اگر تنها کمی در میان این هیاهو، نیمه علاقه‌ای هم به این کهن سرا دارید، برایتان فرقی می‌کند که هدیه‌ی تان را به جای 14فوریه(25 بهمن ماه)، 29بهمن ماه بدهید؟

بهترنیست به جای اینکه از ماه‌های دیگران استفاده کنیم ، از ماه خودمان استفاده کنیم؟ آیا بهتر نیست به جای اینکه زادمرگ یک کشیش مسیحی را جشن بگیریم، یک جشن کهن خودمان را زنده کنیم؟ آیا بهتر نیست یک جشن چند هزارساله‌ی ایرانی را به جای یک جشن چندصدساله اروپایی جشن بگیریم؟

 

  نياكان ما در پنجم اسفند ماه (29 بهمن در تقويم امروز ما) جشني بنام جشن اسفندگان بر پا مي كردند كه غربي ها به تقليد از آن  ولنتاين بر پا مي كنند و من ايراني نام ولنتاين را خوب مي دانم اما نام سپنته آرميتي را بار اول است كه مي شنوم! من ايراني مهرگان را نمي شناسم ولي عربها با ديدن شكوه جشن مهرگان كه توسط  نياكانمان برپا ميشده آن را همه ساله با نام مهرجان بر پا ميکنند!

در این هجوم تبلیغاتی وسیع که در حال غرق شدن هستیم اگر کمی شل بدهیم تا صد سال دیگر هیچ چیز از ما باقی نمی ماند. آنقدر حجم تبلیغاتی غرب بالا است که کافی است کوچکترین چیزی از آنان را وارد کنیم تا دیگر هیچ جایی برای رسوم خودمان نماند.

 

  بیایید از این سال با یک شاخه گل به مادر ، همسر و یا عشقمان از این روز پر شکوه و باستانی که یاد آور این است که ما ایرانیان همیشه در اکثر مسائل خود ریشه ای داشته ایم و نیازی به ریشه بیگانه نداریم ، پاسداری کنیم و در ترویج دوباره آن کوشا باشیم .

 

                      

 

عکس بالا یک تصویر از یک عارضه ی طبیعی در سطح مریخ است که شبیه به قلب است و قلب مریخی نام دارد.

 این عکس رو به عنوان یک هدیه ی آسمانی تقدیم می کنم به تمام کسانی که دوستشان دارم

 

  

 

                                              

 

 پارندا                                                

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/29ساعت 14:51  توسط پارندا | 
 
 
 
 
به این می گن یه غذای جا افتاده و مغذی!!
 پر از کالری های مفید و پر انرژی!
اسمشم هست کتلت با سس کپک!
 
 
این غذا رو فقط می تونید از منوی مربوط به خوابگاه دانشجویی سفارش بدید!
محل طبخش هم یخچال می باشد!
البته یکم صبر و تحمل می خواد تا آماده بشه!
فکر کنم این غذا حدودا یکی دو ماهی طول کشید تا جا بیفته!
.
اگه شما هم از این غذاها میل دارید لطفا چند ماه زود تر سفارش بدید
.
.
.
با تشکر از سر آشپزین محترم
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 13:24  توسط پارندا | 
 
برگ نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
قصه از كجا شروع شد
-------------------------------------
سلام
-------------------------------------
ما یه مشت آدمیزادیم که حوادثی بس غریب سرنوشتمونو بهم گره زد ...
ستاره هامون جفت اومد و دوستیمون آبنبات کشی شد ...
در این راستا مراتب احترام و سیمرغ بهمن رزمفریها رو تقدیم می کنیم به :
دختری فرهیخته بنام عظیمه !
پسر دایی هایپر بهاره !
شوهر عمه مرحوم بانو چویی !
کتاب چگونه بیل بزنیم ه جمانه !
دست کش بنفش های الناز خوشگله !
همکاری بانو هن در کلاسهای ماشین آلات !
شیخ النجوم " پارندا "
و کلیه دوستان و همکارانی که با ما همراه بودند
بخصوص تابالوگای مهربان !!!!!!!!
که در ایجاد این دوستی و پیوند فجیع نقشی بس اساسی داشتند !
اینجا یه انجمن آبانی ها داریم ... که هرگونه صحبت در این مورد پیگرد غیر قانونی داره ...

-------------------------------------
غروبها که میشه روشن چراغها

ميان از مدرسه خونه كلاغها

ياده حرفهاي اون روزت ميافتم

كه تا گفتي به جون و دل شنفتم

...

عجب غافل بودم من

اسيره دل بودم من

اسيره دل نبودم

اگه عاقل بودم من

...

غروبها برمی گردن باز كلاغها

بيادم باز مياد اون كوچه و باغها

هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي

دلی که کنده بودیم مونده باقی

...

عجب غافل بودم من

...

يادت مياد به من گفتي چيكار كن

گفتي از مدرسه امروز فرار كن

فرار كردم من اونروز زنگه آخر

نرفتم مدرسه تا سال ديگر

...

عجب غافل بودم من

اسیر دل بودم من

اسیر دل نبودم

اگه عاقل بودم من

...


مراقبات يوميه
شکلک
مکتوب
آونگ خاطره های ما
مطبخ خاله خانم
وبلاگ کامران نجف زاده
کد موزیک برای وبلاگ
میز غذا
صورتحساب آخرین دوره تلفن همراه
آپلود عکس
اسپرانتو زبان دوم برای همه
آرشیو پیوندهای روزانه
مجمع الديوان اوان جواني
آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
كاتبان

روح پر فتوح مرحوم بانو چویی
بهار
جمانه
پارندا
بانو هن
فرزانه
الناز
همه تبعیدی ها
محافل ياران باوفا
تخته پاک کن نمدی (آتیس)
نوشته (ایلیا)
چشمهای خیس(شب پره)
برکه دوبووار( فرزانه)
تجربه های آزاد(مسعود)
نگارین(شاذه)
رافائلو و گالکسی
جواهری در قصر*یانگوم*
رفتی حاجی حاجی مکه(اطلس)
تبسم بهار(تبسم)
بهترین دانلودها
اینجا میتونه یه خونه باشه(مهدی)
معلم شيمي(رحمان)
...روزهای صدفی...(صدف)
عشق رو از چشام بخون(محمد)
خبرگیری(رضا)
مثل پولک،شیرین و خوشمزه
راز سکوت(ارسلان)
اگه نمیخوای بخندی نیا تو !!!
انجمن علمی زراعت و اصلاح نباتات
Sniper2
این تریبون من است(مجید شر)
فرار (هموطن)
لنگه جوراب سوراخ(leon)
کافه پیاده(شیرین)
شاپرک(مینا)
آرتین و آرتینا
خاطرات تحصیل در کانادا(محمد لطیفی)
...آلوچه...
امید
فعلا یک عدد ژاله
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM