![]() |
![]() |
|
| خرداد آید پیاپی ، میوه های گوارا |
|
امروز چهار شنبه است و طبق برنامه امتحانات قرار بود امروز امتحان داشته باشم که ندارم! شنبه هم قرار بود امتحان داشته باشم همین طور هفته آینده و سپس اگه خدا می خواست فارغ التحصیلی اما حالا تا مدت نا معلوم دانشگاه تعطیل ه، کسی هم نیست که جواب بده؛ آموزش دانشگاه تهران گفت از طریق سایت اعلام می کنن امتحانات کی برگذار می شه! گمونم لیسانس من بیفته بعد از انقلاب پ.ن: تا اونجا که مطلع شدم در پی وقایع کوی دانشگاه، پنج دانشجو(2 دختر و 3 پسر) به شهادت رسیدن. پ.ن: از بچگی دوست داشتم شهید بشم و وقتی صفحه آخر شناسنامه ام رو می دیدم که روی شهادت خط کشیده بود ناراحت می شدم. شاید اینجا و شاید امروز پ.ن: شاذه داره وبلاگش رو می بنده!!! http://shazze.blogsky.com/ ؛فرصت داده تا اگه چیزی خواستیم کپی کنیم! اما حداقل ای کاش این وبلاگ با این همه خاطره و داستان رو می ذاشت بمونه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/03/27ساعت 20:12 توسط جمانه |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| قصه از كجا شروع شد |
-------------------------------------
سلام ------------------------------------- ما یه مشت آدمیزادیم که حوادثی بس غریب سرنوشتمونو بهم گره زد ... ستاره هامون جفت اومد و دوستیمون آبنبات کشی شد ... در این راستا مراتب احترام و سیمرغ بهمن رزمفریها رو تقدیم می کنیم به : دختری فرهیخته بنام عظیمه ! پسر دایی هایپر بهاره ! شوهر عمه مرحوم بانو چویی ! کتاب چگونه بیل بزنیم ه جمانه ! دست کش بنفش های الناز خوشگله ! همکاری بانو هن در کلاسهای ماشین آلات ! شیخ النجوم " پارندا " و کلیه دوستان و همکارانی که با ما همراه بودند بخصوص تابالوگای مهربان !!!!!!!! که در ایجاد این دوستی و پیوند فجیع نقشی بس اساسی داشتند ! اینجا یه انجمن آبانی ها داریم ... که هرگونه صحبت در این مورد پیگرد غیر قانونی داره ... ------------------------------------- غروبها که میشه روشن چراغها ميان از مدرسه خونه كلاغها ياده حرفهاي اون روزت ميافتم كه تا گفتي به جون و دل شنفتم ... عجب غافل بودم من اسيره دل بودم من اسيره دل نبودم اگه عاقل بودم من ... غروبها برمی گردن باز كلاغها بيادم باز مياد اون كوچه و باغها هنوز تو اون كوچه رو اون اقاقي دلی که کنده بودیم مونده باقی ... عجب غافل بودم من ... يادت مياد به من گفتي چيكار كن گفتي از مدرسه امروز فرار كن فرار كردم من اونروز زنگه آخر نرفتم مدرسه تا سال ديگر ... عجب غافل بودم من اسیر دل بودم من اسیر دل نبودم اگه عاقل بودم من ... |
| مراقبات يوميه |
|
شکلک مکتوب آونگ خاطره های ما مطبخ خاله خانم وبلاگ کامران نجف زاده کد موزیک برای وبلاگ میز غذا صورتحساب آخرین دوره تلفن همراه آپلود عکس اسپرانتو زبان دوم برای همه آرشیو پیوندهای روزانه |
| كاتبان |
|
روح پر فتوح مرحوم بانو چویی بهار جمانه پارندا بانو هن فرزانه الناز همه تبعیدی ها |
|
RSS
|